محمّــد مهـــدی
هوشـیار بخـش
طراح و توسعه دهنده وب و نرم‌افزار
+ کارشناس ارشد علوم ورزشی – رشد حرکتی
درباره‌ی من
طراحی و برنامه‌نویسی

همیشه از من می‌پرسند فلان دوره را کجا گذراندی یا در کدام شرکت بزرگ کار کردی؟ جوابش ساده است: هیچ‌کجا! من از همان کودکی که هنوز درست و حسابی خواندن و نوشتن بلد نبودم، پای کامپیوتر می‌نشستم و همه چیز را با آزمون و خطا و کنجکاوی یاد گرفتم. برای من، برنامه‌نویسی یک کلاس درس نبود؛ یک زمین بازی بود.

اوایل مسیر، منطق کدها برایم جذابیت داشت، اما خیلی زود فهمیدم روحیه‌ام بیشتر به سمت هنر و زیبایی‌شناسی میل می‌کند. برای همین رفتم سراغ طراحی؛ جایی که UI و UX برایم مثل بوم نقاشی شد. ولی تقدیر مرا دوباره به دل کدنویسی برگرداند، این بار در دنیای وب. و این شد که دیگر هیچ‌کدام را رها نکردم.

حالا سال‌هاست که زیر نام «مایکروگراف» تلفیقی از تکنولوژی و هنر، هم طراحی می‌کنم، هم کد می‌زنم. یک فول‌استک خودساخته که هنوز بعد از این همه سال، ته دلش فکر می‌کند تازه اول راه است و خیلی چیزها مانده که یاد بگیرد. شاید حتی یک روزی یاد بگیرد چطور به فضا برود.

علوم ورزشی و بسکتبال

هیچوقت قرار نبود من آدم ورزشی باشم. بچه که بودم ظاهرم آنقدر نحیف بود که دیگران می‌ترسیدند هر لحظه آسیب ببینم؛ اما همان بچه هم‌بازی هایش بزرگترها بودند. بعد اما بسکتبال آمد و همه چیز را تغییر داد. چیزی که اول تفریح بود، تبدیل شد به عشق روزهای نوجوانی. روزگاری که کوبی برایانت فقید در اوج درخشش بود و من اولین اسطوره ورزشی‌ام را پیدا کرده بودم. کلاس رفتم، بازی رایانه‌ای‌اش را خریدم، و آرام آرام فهمیدم این مسیر از سرگرمی خیلی فراتر است. آنقدر که دانشگاه رسید و تصمیمی عجیب گرفتم: با اینکه IT قبول شده بودم، راهم را کج کردم به سمت تربیت بدنی …

حالا سال‌ها گذشته و من مربی و داور رسمی بسکتبال هستم، در گرایش رفتار حرکتی تا مقطع ارشد پیش رفته‌ام، و پایان‌نامه‌ام را در مورد بسکتبال ۳×۳ نوشته‌ام. نرم‌افزارهای تخصصی ورزشی می‌سازم و کتاب‌های این حوزه را ترجمه می‌کنم. استادم روزی گفت: «کسی که در چند زمینه متفاوت ماهر باشد، خلاق‌تر عمل می‌کند.» حالا «BASKET-BALL.IR» ویترین رسمی این بخش از زندگی من است؛ جایی که ثابت می‌کند یک بچه نحیف می‌تواند به چیزی تبدیل شود که هیچکس پیش‌بینی‌اش را نمی‌کرد.

هنر برای زندگی؛ نه برعکس!

هنر برای من همیشه جزو محال‌ترین کارهای دنیا بود. نقاشی و موسیقی را کارهایی افسانه‌ای می‌دانستم که از دست من برنمی‌آید. تا اینکه توفیق اجباریِ روزهای مدرسه مرا به کلاس رنگ و روغن کشاند؛ همانجا قلم و بوم را شناختم. سال‌ها بعد، همین‌طور بازی‌بازی با سازها ارتباط گرفتم، نواختم، دستم راه افتاد و فهمیدم چقدر همه‌چیز بعد از یادگیری ساده می‌شود. سه دهه طول کشید تا بفهمم چقدر روحیه هنری دارم.

اما تمام عمرم با زیست‌شناسی و ریاضیات و الگوریتم گذشت. در آنها هم خوب بودم، ولی بعدها فهمیدم ترکیب هنر با علوم نظری چقدر قدرتمند است. طراحی UI یعنی دقیقاً همین: هم عالم باشی، هم هنرمند. اصلاً معتقدم هرکس در هر رشته‌ای موفق می‌شود، علاوه بر دانش فنی، یک هنرمند است که می‌داند چطور دانشش را به کار بگیرد. مخصوصاً حالا که هوش مصنوعی همه محاسبات و تحلیل‌ها را انجام می‌دهد، اینجاست که فرق انسان تأثیرگذار با ماشین معلوم می‌شود.

من از هنر پول درنمی‌آورم. برایم مثل داروی مکمل است؛ چیزی که در ابعاد دیگر زندگی ارتقایم می‌دهد، روحیه‌ام را تازه می‌کند، و مهم‌تر از همه، کمکم می‌کند تأثیرگذارتر باشم. به بیشتر شاخه‌های هنری علاقه دارم البته بجز بازیگری. هنر را وسیله خودنمایی و شوی بی‌محتوای بعضی‌ها نمی‌دانم. هنر یعنی عملکرد مؤثر؛ یعنی کاری کنی که اثرت بماند.

keyboard_arrow_up